روز ششم
محتوای تولید روزنامه دیواری
تمجیدهای بیمعنی
چیز دیگرى که بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پیدا کردم، استفادهى از مدحها و تمجیدهاى بىمعناست، که گاهى هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل (سلاماللَّهعلیه) صحبت مىشود؛ بنا کنند از چشم و ابروى آن بزرگوار تعریف کردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاى قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را دیدهاید و مىدانید چشمش چگونه بوده؟! اینها سطح معارف دینى ما را پایین مىآورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست.
…ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عین تشنگى و بر لب آب، بدون اینکه شرعاً و عرفاً هیچ مانعى وجود داشته باشد. ارزش شهداى کربلا به این است که از حریم حق در سختترین شرایطى که ممکن است انسان تصورش را بکند، دفاع کردند.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان و شاعران اهل بیت ۰۵/۰۵/۱۳۸۴
به تازگی یک مغازهای باز کردم و از آنجایی که در ماه محرم تعداد مشتریها در منطقه ما بیشتر میشود و با این شرایط من مقداری هم به بازار بدهکارم، میخواستم بدانم اگر تاسوعا و عاشورا مغازه را باز کنم و خرید و فروشی داشته باشم اشکال شرعی دارد؟
* مومنین در ایام عزای معصومین علیهمالسلام از یک سری کارها پرهیز میکنند: مثلا مجلس شادی ندارند؛ اما اگر عقد خوانده شود اشکالی ندارد. معمولا کارها را تعطیل میکنند که در این مراسمی که جزء شعائر مذهبی شناخته میشود، شرکت کنند. اگر مغازه باز کردن شما در آن ایام توهینی باشد به عزاداران یا به عزاداری یا به اباعبدالله حسین علیهالسلام، بله این اشکال دارد. اما اگر یک مغازهای است که چند ساعتی باز میکنید که برخی از حوائج مومنین برآورده شود و بعد هم مغازه را میبندید و هیچ از آن برداشت نشود که بیاحترامی و توهین به عزاداری و عزاداران یا خدای ناکرده به اباعبدالله حسین علیهالسلام است، اشکالی ندارد. ولی به طور کلی عرض کردیم معمولا مومنین در یکسری ایام خاص مثل عاشورا، دست از یکسری کارهای دیگر میکشند و همگی در مراسم عزای سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله حسین علیهالسلام شرکت میکنند.
چرا به امام حسین ـ علیه السّلام ـ ثار الله میگویند؟
«ثار» هم به معنی خون و هم به معنی انتقام گرفتن از خون کسی که به دست دیگران کشته شده است.
ثار الله از دو واژه «ثار» و «الله» تشکیل یافته و یکی از القاب امام حسین -علیه السّلام- است. در زیارت عاشورا با این لقب از آن حضرت یاد میکنیم. ثارالله یعنی کسی که طالب خون او خداست و انتقام او را خداوند از قاتلینش خواهد گرفت.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱٫ منشور نینوا، مجید حیدری.
۲٫ حماسه سیاسی تاریخی زیارت عاشورا، محمد رسول دریایی.
۳٫ عبدالسلام محمد هارون، مقابیس اللغه، ج۱٫
۴٫ ابن المنظور، لسان العرب، ج۴، واژه ثار.
جون
بدنش بوی بد میداد و کسی تحویلش نمیگرفت. او غلام سیاه حسین علیه السلام بود. آمده بود کربلا تا اربابش تنها نماند. هنگام نبرد، اینگونه رجز خواند:
«کافران! ضربهی شمشیر این غلام سیاه را چگونه میبینید؟ ضربهای که با آن از خاندان محمد(ص) دفاع میکند! با دست و زبان از آنان دفاع میکنم و روز ورود به پیشگاه الهی بدین کار امید بهشت دارم.»
هنگامی که «جون» کشته شد، امام به بالین او آمد و در حق او دعا فرمودکه: «خدایا! بوی او را خوش کن و روی او سپید گردان او را با نیکو کاران برانگیزان و میان او محمد و آل محمد، آشنایی و معرفت بینداز»
بعد از شهادت او را پیدا کردند. دیدند بوی او خوش و رویش سپید گشته است.
پینوشت:
۱٫ بحار الانوارج ۴۵، ۲۲٫
۲٫ مثیرلاحزان ص ۶۴٫
مرد صبر
صبر سه نوع است:
* صبر به خاطر مصیبت
* صبر به خاطر ترک معصیت
* صبر به خاطر طاعت
در زیارت ناحیه مقدّسه میفرماید: «از صبر تو ملائکه آسمانها شگفتزده شدند».۱
صبر بر بلا، از صبر بر جراحات و آلام بدنی به مراتب دشوارتر و طاقتفرساتر است. امّا امامحسین(ع)، که صبر و شکیباییاش از کوههای عالم بیشتر بود، در داغ مرگ جوانان و برادران و مصیبت بهترین اصحاب و یاران که همه را با لب تـشنه در پـیش رویش به فجیعترین وضعیتی به شهادت میرساندند و بدنشان را پارهپاره میکردند، صبری کرد که از آغاز عالم تابهحال، چنان صبری از کسی آشکار نشده است.
آغوش آن امام، قتلگاه طفل ششماههاش گردید.
برادرزاده سیّد شهیدان کربلا در آغوش آن امام مظلوم به شهادت رسید.
کودک خردسال دیگرش را که لرزان از خیمه بیرون آمده بود با ضربت عمود، تشنهکام کشتند.
او در تمام این مصیبات جانکاه، صبر کرد؛ حتّی کودکی را که شمشیر دشمن دستش را قطع کرده بود مانند مردان دنیادیده امر به صبر میکرد و میفرمود:
«ای برادرزاده من! صبر کن بر آنچه که بر تو (از بلاها و مصیبتها) وارد شده و اینها را خیر حساب کن».۲
امامحسین(علیهالسلام) اهلبیتش را در معرض اسیری میدید و با اینکه این مصیبت برای او که مجسّمه غیرت و مردانگی بود، بسیار سخت و جانگداز مینمود، صبر فرمود و آنها را به صبر، وقار، خاموشی و خویشتنداری سفارش میکرد و به رحمت خدا مژده داده و میفرمود: «رحمت و یاری خدا در دنیا وآخرت از شما جدا نشود».۳
پینوشت:
۱٫ مجلسی، بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۴۰.
۲٫ مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۱۰؛
۳٫ سپهر، ناسخالتواریخ، ج۶، جزء۲، ص۳۶۰.
چشم امید به هیأت انصار المهدی (عج)
…من فکر میکنم که اگر بنا باشد یک وقتی تشکیلات ما به خودش نگاه کند و ببیند که کاری کرده است یا نه، باید بررسی کند که در بحث این هیأتها چه کرده است. منظور من هم، هیأت به معنای واقعی کلمه است. مثلاً میتوانید خیمههای معرفت را در قالب هیأت برگزار کنید و چند خیمه با یکدیگر جمع شوند و هیأت هفتگی تشکیل دهند. زیارت آل یاسین را برنامه خودشان قرار دهند و بعد هم بحثهای معرفتی را داشته باشند. اگر بدانید که در این صورت حضرت با دلهای پاک شما جوانها و نوجوانهای عزیز چه خواهد کرد و چگونه به شما لطف خواهد نمود! منتها باید سلیقه به خرج دهید و هیأت را منظم، به اندازه، معتدل و متنوع برگزار نمایید.
سخنرانی حجت الاسلام حاجعلیاکبری در جلسهی کادر معاونت فرهنگی اتحادیه (۱۸/۱۰/۸۰)
قاسم بن الحسن
او مرگ را شیرینتر از عسل میدانست.۱ حال وقت آن رسیده بود تا در آغوش مرگ آرام بگیرد. افتاد و دست و پای عمو را بوسه باران کرد. قاسم بن الحسن(ع) آنقدر گریست تا از عمو اجازهى میدان گرفت.در مقابل دشمنان ایستاد، با اشک روان این رجز را سرود، که:
«اگر مرا نمىشناسید من پسر حسن (ع) هستم ، عمو حسینم مانند اسیرى ضعیف شده در میان شماست و شما از او آب را دریغ مىکنید.»۲
صدای یا عماه! یا عماه! قاسم که بلند شد حسین خود را به بدن نیمه جان پسر برادر رساند و گفت:پسر برادرم چقدر سخت است که عمویت را صدا بزنی و او نتواند پاسخی دهد. چقدر سخت است بر بالین تو باشم و کاری از دستم بر نیاید
پینوشت:
۱٫ نفس المهموم/۲۳۰
۲٫ نفس المهموم عربى، ص ۳۲۱