روز چهارم

محتوای تولید روزنامه دیواری

تعابیر دقیق

مطلب دیگر این است که ما این بزرگوار را با زبان‏هاى ناقصِ خودمان توصیف مى‏کنیم. امروز هم شعراى عزیز ما همین مضمون را بارها تکرار کردند، که ما با این بیان ناقص و با این دید قاصر، فاطمه‏ى زهرا (سلام‏اللَّه‏علیها) را توصیف مى‏کنیم. این دید، ناظر به آن مقامات معنوى نیست. چون به آنها دسترسى نداریم، آنها را نمى‏فهمیم و درک نمى‏کنیم. گاهى تعبیراتى گفته مى‏شود که خیلى هم دقیق نیست. مثلاً «عرش خدا زیر پاى تو» یعنى چه؟ عرش خدا چیست؟ اینها خیلى روشن نیست؛ همین‏طور یک تعبیرى است. چون مى‏خواهند تکریم و تعظیم کنند، اما واقعیت مطلب در ذهن کوچک ما نمى‏گنجد، از چنین تعبیراتى استفاده مى‏شود؛ گاهى خوب است، گاهى هم خوب نیست؛ گاهى درست است، گاهى هم درست نیست.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان و شاعران اهل بیت ۰۵/۰۵/۱۳۸۴

 

حربن یزید

دل زینب را شکست. گریه بچه‌های حسین را درآورد. اما به خاطر مادر پهلو شکسته سادات احترام ارباب را نگه داشت. آنگاه که حسین به او گفت مادرت به عزایت بنشیند سرش را به احترام زیر انداخت و عرق شرم بر پیشانیش روان شد. این کار او موجب شد تا بر سر دو راهى حق و باطل، راه حق را برگزیند و آزادگى و مردانگى خود را به اثبات برساند. در بیان بزرگوارى او همین بس که در وقت شهادت، وقتى حضرت سر او را به زانو گرفت به او فرمود: تو حری(آزاده‌ای) همانطور که مادرت نام تو را حر نهاد.

راستی! بچه سیدها خیلی عزیزند. به حرمت مادرشان زهراسلام الله علیها به آنها احترام بگذاریم.

پی‌نوشت:

۱نفس المهموم، ص ۳۲۱٫

 

روضه حر

حر خدمت امام حسین علیه‏السلام آمد و عرض کرد: چون اول کسی بودم که راه را بر تو گرفتم، اجازه فرمائید اول کس باشم که در راه تو کشته شوم و فردای قیامت اول کسی باشم که با جدت مصافحه کنم.

پیش قدم شد و به میدان رفت و در مقابل لشکر ایستاد و رجز خواند و با آنها به مقاتله پرداخت، تا آنکه چهل نفر از ایشان را به جهنم فرستاد. و چون اسبش را پی کردند پیاده می‏جنگید تا او را از پا درآوردند.

امام حسین علیه‏السلام به میدان آمد، حر را برداشته نزد سپاه خود آورد، پیاده شد و سر او را بر دامن گرفت و با آستین گرد از رخسار وی پاک می‏کرد.

رمقی برای حر مانده بود، دیده باز کرد، سر خود را در دامن آن جناب دید تبسمی کرد و گفت: یابن رسول‏الله از من راضی شدید؟ امام فرمودند: من از تو خشنودم، خدا از تو راضی باد. حر شاد شد و از دنیا رفت. و امام علیه‏السلام با اصحابش برای حر گریستند.۱

در بعضی مقاتل آمده خضرت این جمله را نیز به او فرمودند:«تو حر هستی (یعنی آزادمردی) همانطور که مادرت تو را حر نامید و تو در دنیا حر هستی و در آخرت نیز آزادمرد خواهی بود».۲

مرحوم سید نعمت‏الله جزایری می‏نویسد: جماعتی از ثقات برایم نقل نمودند که چون شاه اسماعیل صفوی بغداد را فتح کرد به قصد زیارت حضرت امام حسین علیه‏السلام به کربلا آمد، شنید که عده‏ای از مردم به حر طعن می‏زنند و بد می‏گویند.

سر قبر او آمد و دستور داد که قبرش را شکافتند، دیدند که مانند مردی خفته در قبر خوابیده و گوئی تازه بخون غلطیده، به آن هیئت که شهید شده بود، و دستمالی بر سرش بسته بود. شاه اسماعیل خواست آن دستمال را – که طبق نقل تواریخ امام حسین علیه‏السلام به سر او بسته بودند – برگیرد. چون دستمال را باز کردند خون روان شد تا قبر را پر کرد، و چون آن دستمال را بستند خون بند آمد، دوباره گشودند خون روان شد و هر چند خواستند به تدبیری خون را به دستمال دیگر بندآورند میسر نگشت. لذا همان دستمال را به سر او بستند. و خوبی حال او بر آنها روشن شد.

سپس دستور داد بر قبر او بنائی ساختند و خادمی بر آن گماشت.۳

پی‌نوشت:

۱٫‌ روضه الشهدا، ۲۸۰

۲٫‌ بحارالانوار،ج۴۵،ص۱۳

۳٫‌ انوارالنعمانیه،۳، ۲۶۶

 

توبه

اگر راننده در مسیری به انحراف رفت، پس از توجه، از راهی که رفته باز می‌گردد، ولی اگر به مسیر خود ادامه دهد و فقط به زبان بگوید: منحرف شدم، منحرف شدم، ماشین به مسیر اصلی بر نمی‌گردد و هیچکدام از مسافران، عذر این راننده را نمی‌پذیرند.

هر انسان خطاکاری که در انصراف از گناه و خطا جدی باشد حتما خداوند متعال این پشیمانی را می‌پذیرد چرا که خداوند هم توبه را می‌پذیرد: «ان الله یقبل التوبه»۱ و هم توبه کننده را دوست می‌دارد«ان الله یحب التوابین»۲. اگر مال کسی را به ناحق خورده به صاحبش برگرداند، اگر کسی را آزرده، عذرخواهی کند. اگر نمازی را نخوانده، قضا کند. اگر حقی را ضایع کرده، جبران کند و…

توبه، رجوع و بازگشت واقعی بنده به سوی خداست که طبق فرمایش پیامبر اکرم(ص) حتی اگر یک لحظه قبل از مردن هم باشد، مورد پذیرش خداوند قرار می‌گیرد. امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: توبه بر چهار پایه استوار است: پشیمانی درونی، استغفار زبانی، استغفار عملی و تصمیم جدی بر عدم بازگشت به گناه»۳

توبه از جرم و خطا، حال سحر می خواهد                     خلوت نیمه ی شب اشک بصر می خواهد

وادی طور همین هیئت هر هفته ی ماست                  دیدن نور خدا اهل نظر می خواهد

سختی گردنه ی عشق زمینت نزند                             راه پر پیچ وخمش مرد سفر می خواهد

صرف این سینه زدن ها به مقامی نرسیم                     محرم راز شدن دیده ی تر می خواهد۴

پی نوشت:

  1. توبه/۱۰۴
  2. بقره/۲۲۲
  3. غررالحکم/۶۵۱
  4. شاعر : وحید قاسمی

 

ایجاد صفای معنوی و توجه به امام زمان (عج)

… اصلاً ما از این هیأت چه می‌خواهیم؟ ما یک هیأت قبراق، سرزنده، سینه‌زن، سرودخوان، متوسل و با توجه خاص به حضرت مهدی(عج) می‌خواهیم. یعنی به طور کلی دو نکته جدی را از این هیأت‌ها توقع داریم. اولاً حال مناجاتی و دعا و صفای معنوی باید در جلسات ما مطرح باشد. ثانیاً باید این هیأت رویکرد خاصی هم نسبت به حضرت حجت ـ عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف ـ داشته باشد… و بعد هم در ارتباط با … رهبر عزیزمان از منظر نیابت و شناخت آقا و اندیشه‌های آقا.

….پس تلقی ما از هیأت انصارالمهدی (ع)، یک هیأت آراسته، حساب شده و قشنگ است.

سخنرانی حجت الاسلام حاج‌علی‌اکبری در جلسه‌ی کادر معاونت فرهنگی اتحادیه (۱۸/۱۰/۸۰)

 

گفت: چرا در غم از دست دادن دیگران گریه میکنیم مگر پیامبر اسلام از گریه برای مردگان نهی نفرموده است؟

گفتم: خود پیامبر در غم از دست دادن فامیل یا آشنایان به عزاداری و گریه می‌پرداخت.

مسلمانان در جنگ اُحد ۷۰ شهید دادند؛ در مدینه هر کسى براى بستگان شهید خود گریه مى‌کرد. چشمان پیامبر(ص) با دیدن این صحنه، پر از اشک شد و فرمودند: «اما عمویم، حمزه، گریه کننده ندارد»۱ « جنازه‌ى حمزه را رو به قبله نهاد و ایستاد و با صداى بلند گریه کرد و صفات خوب حمزه را برشمرد.»۲

اسماء همسر جعفر بن ابى طالب، که از زن‌هاى با ایمان و وفادار صدر اسلام بوده است، مى‌گوید: «جعفر در جنگ موته به شهادت رسید؛ بر رسول خدا(ص) وارد شدم، ایشان فرمودند: اى اسماء، فرزندان جعفر کجا هستند؟ آنان را پیش آن حضرت آوردم، آنان را در آغوش کشید و گریه کرد و گفت: جعفر امروز به شهادت رسید­.۳

۱٫ سیره الحلبیه؛ ج ۲، ص ۲۰۶٫

۲٫ همان، ص ۶۰٫

۳٫ ابن سعد، طبقات، ج ۸، ص ۲۸۲٫

 

مهمان امام حسین(ع)

باید به اردوگاه می‌رفتیم. من و حسین با موتور بودیم. سوار شدیم و موتور را روشن کردم. به محض این که حرکت کردیم، گفت: حسین روضه بخون.

آخه الان؛ روی موتور؛ مگه میشه!!! مگه داریم!!!! هر چی بهونه آوردم؛ زیر بار نرفت.

گفت: حسین! من چند شب دیگه مهمون امام حسین(ع) هستم. می‌خوام به آقا بگم، همه جا برات گریه کردم. شب، روز، ظهر، خلوت، جلوت، توی سنگر، حسینیه، پشت خاکریز، پشت ماشین؛ فقط مونده روی موتور گریه کنم.

فایده‌ای نداشت؛ اصرار پشت اصرار. بالاخره قسمم داد که براش روضه بخونم.

همون‌جا، روی موتور، روضه شروع کردم. یه سلام دادم به امام حسین(ع) و یه خط شعر برای حضرت علی اکبر(ع) خوندم.

روضه من تموم شده بود ولی حسین هنوز داشت گریه می‌کرد. رسیدیم به اردوگاه شهدای تخریب؛ اما هنوز گریه‌اش تموم نشده بود. چند دقیقه ایستادیم تا گریه‌اش بند اومد….

گذشت و گذشت تا اینکه چند شب بعد مهمون امام حسین(ع) شد، همونطور که گفته بود.

 

خاطره شهید حسین نیکو صحبت، گردان تخریب لشگر۱۷علی بن ابی طالب(ع)، بر اساس روایت حاج حسین کاجی از گردان تخریب لشکر۱۷علی بن ابی طالب(ع)

نام پدر:رضا

تولد:۱۳۴۹-قم

شهادت:۴/۱۰/۱۳۶۵-کربلای۴ شلمچه

محل دفن:گلزار شهدای علی بن جعفر قم

قطعه۱۲ردیف۸شماره۷۳

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دکمه بازگشت به بالا
🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی