مختصری از زندگی‌ سید رضی مؤلف نهج البلاغه

دانلود فایل

سید رضی از اندیشمندان و مؤلفان برجسته‌ی شیعی و از سلاله سادات بود که نقش مهمی در ترویج مذهب شیعه ایفا نمود.

سلسله نسب او را چنین نگاشته‌اند:

محمد بن‏ حسین‏(ابی احمد[۱]) بن‏ موسی‏(الابرش[۲]) بن محمد بن موسی بن إبراهیم بن موسی بن جعفر بن محمد باقر بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب.[۳]

ایشان ملقّب به القابی مانند سید رضی،[۴] ذو الحسبین‏،[۵] نقیب النقباء[۶] و موسوی[۷] بود که با کنیه‌ی ابا الحسن نیز شناخته شده و شهرتش بیشتر به دلیل تألیف نهج البلاغه بود.[۸]

سید رضی در سال ۳۵۹ هجری در خانواده‌ای بزرگ در بغداد به دنیا آمد.[۹]

پدر و مادر سید رضی

پدر سید رضی، حسین ملقب به طاهر ذی المناقب،[۱۰] سرپرستی طالبیان(علویان) بغداد را بر عهده داشت و متصدّی دادگاه مظالم و از امیران حج بود.[۱۱] وی به دلیل مقام و جایگاهش منصب سفارت خلفا و امیران را هم بر عهده داشت.[۱۲] مادر سید رضی نیز فاطمه دختر أبی محمد الحسن بن احمد، معروف به ناصر صغیر بود.[۱۳]

سید رضی به دلیل جایگاه و مقام پدر و مادرش به ذو الحسبین معروف شد.[۱۴]

برادرش سید مرتضی نیز از بزرگان شیعه به شمار می‌رفت.[۱۵]

شغل

پدر سید رضی در سال ۳۸۸ هجری، تمام‏ مناصب خود حتی سرپرستی علویان بغداد[۱۶] را به وی منتقل کرد.[۱۷]

خواب شیخ مفید

شیخ مفید – که خود یکی از بزرگان شیعه بود – شبی در عالم رؤیا دید که حضرت فاطمه(س) همراه باکودکانش حسن و حسین(ع) بر ایشان وارد شد و فرمود: «علّمهما الفقه»؛(به آن دو فقه بیاموز). بعد از آن‌که شیخ مفید از خواب بیدار شد، به مسجد رفت و مدتی نگذشت که فاطمه مادر سید مرتضی و سید رضی، آن دو را نزد شیخ آورد. شیخ به جهت احترام او از جای برخاست و سلام کرد. مادر این دو سیّد از شیخ مفید خواست تا به دو فرزندش فقه بیاموزد. وقتی شیخ مفید این کلام را از آن مادر شنید، (به جهت تناسب آن با رؤیایش) به گریه افتاد.[۱۸]

اساتید

سید رضی از محضر بزرگانی؛ مانند شیخ مفید، ابراهیم بن احمد بن محمد طبری، هارون بن موسی التلعکبری‏، ‏حسن بن احمد فارسی، عبدالرحیم بن محمد معروف به ابن نباته‏ بهره جست.[۱۹] و علم نحو را از ابوسعید سیرافی آموخت.[۲۰]

شاگردان

اساتید بزرگی؛ مانند شیخ طوسی، جعفر بن محمد دوریستی، سید عبدالرحمن نیشابوری، ابن قدامه و … از علوم سید رضی بهره بردند.[۲۱]

آثار

با وجود این‌که بخشی از آثار سید رضی در مسیر حرکتش به سمت فارس دزدیده شد،[۲۲] اما وی توانست آثار بسیاری از خود به جای بگذارد؛ مانند:

  1. تفسیر.[۲۳]
  2. المتشابه فی القرآن،
  3. مجازات الآثار النبویه،
  4. تلخیص البیان عن مجازات القرآن،
  5. الخصائص،
  6. سیره والده الطاهر،
  7. انتخاب شعر ابن الحجاج،
  8. الحسن من شعر الحسین،
  9. اخبار قضاه بغداد،
  10. رسائل،
  11. دیوان شعر،[۲۴]
  12. حقائق التنزیل،
  13. مجاز القرآن،
  14. خصائص الأئمه(ع)،
  15. الزیادات فی شعر أبی تمام،
  16. تعلیق خلاف الفقهاء،
  17. تعلیقه فی الإیضاح لأبی علی،
  18. الجید من شعر ابن الحجاج،
  19. الزیادات فی شعر ابن الحجاج،
  20. مختار شعر أبی إسحاق الصابی،[۲۵]
  21. نهج البلاغه.[۲۶]

اوج هنرمندی سید رضی را می‌توان در گردآوری کتاب نهج البلاغه یافت که مجموعه‏ی گزیده‏ای از: خطبه‏ها، کلام‏ها، نامه‏ها، وصیت‏نامه‏ها، بخشنامه‏ها، پیمان‏نامه، دعاها و کلمات قصار و حکمت‏آمیز امیر مؤمنان علی(ع) است. وی ‏در ماه رجب سال ۴۰۰ هجری تألیف این کتاب را کامل نمود.[۲۷]

وی علاوه بر مقام بلند علمی، ذوق و طبع شاعری هم داشت،[۲۸] و اشعار زیادی از وی به یادگار ماند.

وفات

وی در سال ۴۰۳ هجری،[۲۹] و یا ششم محرم و یا صفر[۳۰]سال ۴۰۶ هجری در حالی که کمتر از پنجاه سال داشت، در شهر بغداد از دنیا رفت،[۳۱] و در منزل خود در مسجد انباریین دفن شد؛[۳۲] سپس به کربلا انتقال داده شد و در آن‌جا دفن گردید.[۳۳] البته برخی از متأخران، انتقال پیکر ایشان به کربلا را مورد تردید قرار داده‌اند.[۳۴]

داغ وی بر برادرش(سید مرتضی) چنان سخت بود که نتوانست بر تابوت وی نگاه کند،[۳۵] و بر بدنش نماز بخواند؛[۳۶] لذا به کاظمین رفت و هنگام غروب بازگشت.[۳۷] و در غیاب ایشان ابو عبداللّه بن مهلوس علوی‏ و وزیر فخرالملک بر جنازه سید رضی نماز خواند.[۳۸]

سید مرتضی در سوگ او این‌گونه مرثیه خواند:

«یا للرجال لفجعه جذمت یدی                            وددتها ذهبت علی برأسی‏

ما زلت أحذر وردها حتی أتت                                 فحسوتها فی بعض ما أنا حاس‏

رادیتها فلقیت منها صخره                                 صماء من جبل أشم رأس‏…»؛[۳۹]

ای یاران! داد از این فاجعه‏‌ی ناگوار که بازوی مرا شکست، کاش جان مرا هم می‌گرفت‏. پیوسته از این رخداد بیمناک و برحذر بودم، تا این‌که در رسید و شرنگ مصیبت در کام من ریخت. چندی التماس کردم و مهلت خواستم، آخر هجوم آورد و به حال زارم ننگریست.

 

[۱]. ابن عنبه حسنی، سید احمد بن علی، عمده الطالب فی أنساب آل أبی طالب‏، ص ۱۸۸، قم، انصاریان، ۱۴۱۷ق.

[۲]همان.

[۳]. نجاشی، احمد بن علی، فهرست أسماء مصنفی الشیعه(رجال نجاشی)، ص ۳۹۸، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ ششم، ۱۳۶۵ش.

[۴]عمده الطالب فی أنساب آل ابی طالب، ص ۱۸۸٫

[۵]همان.

[۶]همان.

[۷]. علامه حلی، حسن بن یوسف‏، رجال العلامه الحلی‏، ص ۱۶۴، نجف اشرف، دار الذخائر، چاپ دوم، ۱۴۱۱ق.

[۸]عمده الطالب فی أنساب آل ابی طالب، ص ۱۸۸٫

[۹]. حلی، حسن بن علیّ بن داود، الرجال، محقق، مصحح، بحرالعلوم، محمدصادق‏، ص ۳۰۷، تهران، دانشگاه تهران‏، چاپ اول، ۱۳۴۲ش.

[۱۰].ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان‏، محقق، عباس، احسان‏، ج ۳، ص ۳۱۳، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، بی‌تا.

[۱۱]همان، ج‏۴، ص ۴۱۵٫

[۱۲]. امین عاملی‏، سید محسن، اعیان الشیعه، ج ۹، ص ۲۱۶، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏، ۱۴۰۶ق.

[۱۳]همان.

[۱۴]همان.

[۱۵]رجال العلامه الحلی‏، ص ۱۶۴٫

[۱۶]رجال العلامه الحلی‏، ص ۱۶۴٫

[۱۷]وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، ج‏۴، ص ۴۱۵٫

[۱۸]. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، محقق، مصحح، ابراهیم، محمد ابوالفضل،‏ ج ۱، ص ۴۱، قم، مکتبه آیه الله المرعشی النجفی، قم، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.

[۱۹]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۰، ص ۱۶۷، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

[۲۰]. صفدی، صلاح الدین خلیل بن أیبک، الوافی بالوفیات، ج ۲، ص ۳۷۵، بیروت، دار إحیاء التراث، ۱۴۲۰ق.

[۲۱]. خوانساری، محمد باقر بن زین العابدین‏، روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات‏، محقق اسماعیلیان، اسد الله‏، ج ۶، ص ۱۹۰، قم، دهاقانی( اسماعیلیان)، چاپ اول، ۱۳۹۰ق.

[۲۲]. قفطی، علی بن یوسف‏، إنباه الرواه علی أنباه النحاه، محقق، ابراهیم، محمد ابوالفضل‏، ج ‏۳، ص ۱۱۴، بیروت، مکتبه العصریه، چاپ اول، ۱۴۲۴ق.

[۲۳]. جلال الدین سیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر، طبقات المفسرین العشرین، ص ۳۶۴، قاهره، مکتبه وهبه، چاپ اول، ۱۳۹۶ق.

[۲۴]عمده الطالب فی أنساب آل ابی طالب، ص ۱۸۹٫

[۲۵]فهرست أسماء مصنفی الشیعه(رجال نجاشی)، ص ۳۹۸٫

[۲۶]عمده الطالب فی أنساب آل ابی طالب، ص ۱۸۹٫

[۲۷]. تهرانی،آقا بزرگ‏، الذریعه إلی تصانیف الشیعه، ج ۲۴، ص ۴۱۳، قم، اسماعیلیان‏، ۱۴۰۸ق.

[۲۸]إنباه الرواه علی أنباه النحاه، ج‏۳، ص ۱۱۵؛ الوافی بالوفیات، ج‏۲، ص ۳۷۴٫

[۲۹]. حر عاملی، محمد بن حسن‏، أمل الآمل فی علماء جبل عامل‏، محقق، حسینی اشکوری، احمد، ج ۲، ص ۲۶۵، بغداد، مکتبه الأندلس‏، چاپ اول، بی‌تا.

[۳۰]الوافی بالوفیات، ج ‏۲، ص ۳۷۸٫

[۳۱]رجال النجاشی، ص ۳۹۸٫

[۳۲]. خطیب بغدادی، ابو بکر احمد بن علی، تاریخ بغداد، ج ۲، ص ۲۴۳، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.

[۳۳]عمده الطالب فی أنساب آل ابی طالب، ص ۱۹۱٫

[۳۴]. افندی، عبدالله بن عیسی‏بیگ‏، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، محقق، حسینی اشکوری، احمد، به اهتمام مرعشی، سید محمود، ج ۵، ص ۸۵، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی‏، چاپ اول، ۱۴۳۱ق.

[۳۵]الوافی بالوفیات، ج ‏۲، ص ۳۷۸٫

[۳۶]عمده الطالب فی أنساب آل ابی طالب، ص ۱۹۱٫

[۳۷]الوافی بالوفیات، ج ‏۲، ص ۳۷۸٫

[۳۸]همان.

[۳۹]أمل الآمل فی علماء جبل عامل، ج‏۲، ص ۲۶۵٫

 

 

دکمه بازگشت به بالا
🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی