روز اول

محتوای تولید روزنامه دیواری

احکام ازدحام صدای بلند و…

در برخی هیئت‌ها به علت استقبال پرشور جوانان و تراکم جمعیت و کمبود جا در حسینیه‌ها، خیابان‌های اطراف بسته شده یا تردد در آن‌ها با مشکل مواجه می‌شود. آیا این کار اشکال دارد؟ یا اینکه صدای عزاداری خیلی بلند باشد، اگر موجب آزار و اذیت نشود چطور؟ و اگر اشکال دارد، آیا شرکت در این مجالس با علم به اینکه داخل حسینیه نمی‌توان حضور پیدا کرد اشکال دارد؟

*‌ اولا بدانیم که عزاداری حضرت اباعبدالله حسین(ع) از افضل قربات است. تاثیر بسیار زیاد و آثار و برکات بسیار زیادی دارد و همچنان باید مراسم عزاداری اباعبدالله حسین(ع) زنده بماند و تاکید بر آن است. خود سیره مقام معظم رهبری هم بر این است که در برخی از ایام سال مجلس عزا برپا می‌کنند، ذکر مصیبت و نوحه‌خوانی انجام می‌شود در محضر ایشان. اما در برخی از ایام، بیرون آمدن هیئت‌های عزاداری و دسته‌ها جزء شعائر دینی است مثل تاسوعا و عاشورا. خب به طور طبیعی برخی از خیابان‌ها بسته می‌شود برخی از راه‌ها بسته می‌شود گرچه همان جاها هم اگر بشود مراعات کنند که بسته نشود بهتر است. اما مثل راهپیمایی روز قدس، راهپیمایی ۲۲ بهمن، تاسوعا، عاشورا و امثال اینها طبیعی است، اکثر مردم هم در این مراسم حضور دارند. اما در غیر این مواقع که شخصی در حسینیه‌ای یا در منزل خودش مجلس عزایی برپا کرده است و لو اینکه عزاداری سید و سالار شهیدان باشد، نباید خلاف مقررات نظام باشد یعنی بستن راه‌ها، به خاطر مجلس عزاداری شخصی -گرچه عرض کردم حساب تاسوعا و عاشورا جداست و اصلا خروج این هیئت‌ها و دسته‌ها جز شعائر دینی محسوب می‌شود و به طور طبیعی خیلی راه‌ها بسته می‌شود مردم هم مطلع هستند و قالب مردم هم در این مراسم شرکت دارند- اما در غیر این مواقع مومنین باید مراعات کنند، راه بر مردم بسته نشود و صدای بلندگوها آزاردهنده نباشد و مردم را اذیت نکند، همچنین صدای طبل و امثال اینها و کارهای دیگری که جانبی است -مثل ایستگاه‌های صلواتی که برپا می‌کنند- و خوب هم هست؛ ولی یک جایی باشد که هم راه مردم بسته نشود، ایجاد مزاحمت نشود و نظافت خیابان‌ها حفظ بماند.

*‌ اما پرسیدند آیا شرکت در چنین مجلسی اشکال دارد؟ نه، شرکت در آن مجلس و لو جا هم نباشد اشکالی ندارد، ولی شما مزاحمت ایجاد نکنید و راه را نبندید.

منبع: سایت مقام معظم رهبری

آهنگ‌های نامناسب

من شنیده‏ام در مواردى از آهنگ‏هاى نامناسب استفاده مى‏شود. مثلاً فلان خواننده‏ى طاغوتى یا غیرطاغوتى شعر عشقىِ چرندى را با آهنگى خوانده؛ حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین و براى عشاق امام حسین، آیات والاى معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا کنیم آن را خواندن؛ این خیلى بد است. خودتان آهنگ بسازید. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد. یقیناً در جمع علاقه‏مندان به این جریان کسانى هستند که مى‏توانند آهنگ‏هاى خوبِ مخصوص مداحى بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادى.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان و شاعران اهل بیت ۰۵/۰۵/۱۳۸۴

 

غیرت دینی

یکی از کمالات انسانی که خداوند در وجود انسانهای مومن و پرهیزگار قرار داده، غیرت است. انواع غیرت عبارتند از:

۱٫‌ غیرت دینی

۲٫‌ غیرت ناموسی

  1. غیرت ملی

یکی از ارزش‌ها و پیام‌های عاشورا القای غیرت در وجود انسان‌ها است‌. اگر کسی غیرت دینی داشته باشد، هرگز نمی‌تواند هتک حرمت به دین و زیر پا گذاشتن مقررات آن و به خطر افتادن هستی آن را ببیند. این چنین شخصی آمادگی دارد از جان خود برای حفظ دین مایه بگذارد.

امام حسین(ع) در وصیتی به محمدبن حنفیه فرمود: من به منظور طغیان و فساد خروج نمیکنم بلکه انگیزه‌ام اصلاح امت جدم رسول الله و زنده کردن ارزش‌های اسلامی بوده است.۱

غیرت دینی امام حسین(علیه السلام) اجازه نمی‌داد دین اسلام به خطر بیفتد و آنچنان او را ناآرام کرده بود که هر گونه توجیه صاحب‌نظران آن زمان را قانع‌کننده نمی‌دانست‌.

در کشاکش جنگ وقتی که بین امام حسین(ع) و خیمه‌ها فاصله‌ای می‌افتاد با فراخواندن پیاپی دشمن، می‌فرمود:

اقصدونی بنفسی و اترکوا حرمی؛ شما با من در پیکارید نه با خاندانم، پس به خیمه‌ها نزدیک نشوید.۲

پی نوشت:

۱٫‌ حیات الحسین، ج ۲، ص ۲۶۴

۲٫‌ ویژگی‌های امام حسین(ع)، ص ۱۴۷

شهادت حضرت مسلم

چون حضرت مسلم بر در قصر نشست، کوزه آب سردی دید، گفت: از این آب به من بدهید. شخصی سخن ناروا گفت. عمرو بن حریث غلامش را فرستاد، آب در پیاله ریخت و به دست آن حضرت داد که بنوشد. آب را گرفت جام پر از خون شد و نتوانست بنوشد، تا بار سوم که از شدت جراخت دندان ثنایای او در ظرف افتاد، فرمود: الحمد لله اگر قسمت بود نوشیده بودم.

ابن‏زیاد گفت: بجان خودم کشته می‏شوی، فرمود: چنین است؟ گفت: آری حضرت فرمود: بگذار به یکی از خویشان خود وصیت کنم. گفت: وصیت کن. مسلم رو به عمر سعد کرد و گفت: میان من و تو خویشی است، و با تو یک سخن محرمانه دارم. او نپذیرفت. ابن‏زیاد گفت: قبول کن.

به گوشه‏ای رفتند. حضرت مسلم به او گفت: من در کوفه هفتصد درهم قرض دارم، شمشیر و زره مرا بفروش و قرض مرا ادا کن. دوم: وقتی مرا کشتند بدن مرا دفن کن. سوم آنکه به حضرت امام حسین علیه‏السلام بنویس که به کوفه نیاید، چون من نوشته‏ام که مردم کوفه با آن حضرتند.

عمر سعد تمام وصیت‏های مسلم را برای ابن‏زیاد نقل کرد و او در جواب گفت: ای عمر، خیانت کردی.

بین ابن‏زیاد و حضرت مسلم سخنان بسیار گذشت، تا ابن‏زیاد فرمان داد او را بالای

قصر برند و گردن بزنند.۱

او را به بام قصر بردند در حالی که زبانش به ذکر خداوند مشغول بود، و با خداوند مناجات می‏کرد و عرض می‏کرد: بار الها، میان من و این گروه حکم کن که ما را فریب دادند و دروغ گفتند، و دست از یاری ما برداشتند.۲

پی‌نوشت:

۱٫‌ ارشاد، ۲،  ۵۹

۲٫‌ نفس المهموم،۱۱۷

دل‌های بیدار

…خاطرم هست که در زمان دفاع مقدس، یکی از بزرگان که گاهی به جبهه می‌آمدند و بین بچه‌ها بودند، فرمودند که: «در دل شب، من یک خط نور را دیدم که مسیر جبهه در همان منقطه را فرا گرفته و به آسمان نور می‌پاشد». بله، این‌ها اثر همان دل‌های بیدار، دل‌های متوجه و متذکر است که در چشم یک ولی خدا این‌گونه جلوه می‌کند. این نور، نور شب ‌زنده‌داران است و الا آن‌هایی که خوابند نوری ندارند. وقتی یک دل بیدار است، به اقتدای دستان مهدی فاطمه (س) که در دل شب رو به آسمان بلند می‌شوند، در نیمه‌های شب دست به آسمان برمی‌دارد و با خدای خود راز و نیاز می‌کند، این نور به آسمان می‌پاشد.

سخنرانی حجت الاسلام حاج‌علی‌اکبری درباره‌ انجمن‌های اسلامی (۲۵/۴/۸۰)

 

مسلم بن عوسجه

به خون آغشته بود و لحظات آخر عمرش را سپری می‌کرد. دوست دیرینه اش حبیب بن مظاهر نزد او آمد و گفت: «‌کشته شدن تو بر من بسی مشکل است ولی تو را به بهشت مژده می‌دهم. مسلم بن عوسجه با صدای ضعیف گفت: خداوند تو را به خیر بشارت دهد.آنگاه حبیب به او گفت: اگر شهادتم نزدیک نبود، دوست داشتم آنچه برایت مهم است به من وصیت کنی تا حق دینی و خویشاوندی خود را ادا کرده باشم.مسلم بن عوسجه به امام(ع) اشاره کرد و به حبیب گفت: ‌تو را وصیت می‌کنم به امام حسین(ع) خدای رحمتت کند تا جان در بدن داری از او دفاع کن و از یاری‌اش دست مکش تا کشته شوی.‌» حبیب بن مظاهر گفت: به وصیت تو عمل می‌کنم و چشم تو را روشن می‌گردانم.۲ حبیب و مسلم دو دوست و دو یار دیرینه بودند. مسلم در آخرین لحظات نیز حق رفاقت را در هدایت دوستش به جا آورد.

۱٫سید بن طاووس، لهوف، ص۱۳۳

۲٫ احزاب، ۳۳

 

دستمال اشک

حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی همیشه اهل توسل و روضه خوانی اهل بیت (ع) بودند. ایشان در وصیتنامه خود سفارش می‌کند:«دستمالی که اشک‌های زیادی در رثای جدّم حسین مظلوم (ع) و اهل بیت مکرّم او ریخته و صورت خود را با آن پاک می‌کردم، بر روی سینه در کفنم بگذارید»

نیز سفارش می‌کند: «لباس سیاهی که در ماه‌های محرم و صفر می‌پوشیدم جهت حزن و اندوه آل رسول (ص) با من دفن شود».

فرازهایی از وصیت‌نامه ایشان / ص۲۲ / انتشارات کتابخانه آیت‌الله مرعشی

برای تمام خانواده‌ها، ج۲ / ص ۲۲۳

انتشارات کوثر کویر / باقری طلاقانکی

 

 

 

 

دکمه بازگشت به بالا
🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی