حضرت زینب (سلام الله علیها) – روز اربعین
محتوای تولید روزنامه دیواری
باید حرکت کرد!
عنصر منطق و عقل در این حرکت، در بیانات آن بزرگوار متجلى است؛ قبل از شروع این حرکت، از هنگام حضور در مدینه تا روز شهادت. جمله، جملهى این بیانات نورانى، بیانکنندهى یک منطق مستحکم است. خلاصهى این منطق هم این است که وقتى شرایط وجود داشت و متناسب بود، وظیفهى مسلمان، «اقدام» است؛ این اقدام خطر داشته باشد در عالىترین مراحل، یا نداشته باشد. خطرِ بالاترین، آن است که انسان جان خود و عزیزان و نوامیس نزدیک خود – همسر، خواهر، فرزندان و دختران – را در طبق اخلاص بگذارد و به میدان ببرد و در معرض اسارت قرار دهد. اینها چیزهایى است که از بس تکرار شده، براى ما عادى شده، در حالى که هر یک از این کلمات، تکاندهنده است. بنابراین، حتى اگر خطر در این حد هم وجود داشته باشد، وقتى شرایط براى اقدام متناسبِ با این خطر وجود دارد، انسان باید اقدام کند و دنیا نباید جلوى انسان را بگیرد؛ ملاحظهکارى و محافظهکارى نباید مانع انسان شود؛ لذت و راحت و عافیتِ جسمانى نباید مانع راهِ انسان شود؛ انسان باید حرکت کند. اگر حرکت نکرد، ارکان ایمان و اسلام او بر جا نیست.۲
بیانات در دیدار روحانیان و مبلغان در آستانه ماه محرم، ۵/۱۱/۸۴٫
یک پرسش مهم
چرا امام حسین علیه السلام در روز عاشورا دعا نفرمود تا باران ببارد؟
۱٫ طبق روایات شیعه، دعای حضرت نه تنها در مورد باران باریدن مستجاب میگردید؛ بلکه اگر حضرت برای پیروزی و نصرت خویش نیز دعا می نمود، قطعا مستجاب می شد؛ اما:
حضرت می خواست در کربلا برای همه مسلمانان، تسلیم در برابر حق را به نمایش گذارد و درس عملی تسلیم را تا ابد به مردم بیاموزد.
۲٫ بنای حضرت بر این بود که در ماجرای عاشورا اسباب غیر عادی را به کار نگرفته تا این خود نیز درس دیگری برای مسلمانان شود تا وظیفه آنانی را که قادر به استفاده از اسباب غیر عادی نیستند، در برابر ظلم وستم مشخص کند.
۳٫ حضرت طبق روایات ، حضرت در ماجرای عاشورا ، در خواست فرشتگان و جنیان را برای یاری رد نموده و تمام آن ها را به مشیت الهی واگذار کردند. این خود سبب نهایت مظلومیت برای حضرت شده و به همین جهت خبر شهادت آن حضرت در آن زمان که وسائل اخباری محدود بود، به سرعت پخش گردید.
اشک با معرفت، حافظ دین
گریه مراتبی دارد و متناسب با هر رتبه، اجری در نظر گرفته میشود:
* ابتدا «وَجَع» قلب یعنی هیجانی که در مقدمه پیش از گریه پیش میآید؛
* رتبه بعدی حلقه زدن اشک در چشم؛
* رتبه بعدی بیرون آمدن اشک که جاری نشود؛
* مقام بعدی جاری شدن اشک بر گونه و محاسن؛
* در رتبه بالاتر سرازیر شدن اشک بر سینه و دامن؛
* و مقام بالاتر ریختن اشک همراه با ناله با صدای بلند. ۱
امام صادق(ع) مىفرماید:
«کسى که به یاد امام حسین(ع) به مقدار بال مگسى اشک از چشمانش جارى شود، ثوابش بر خداوند است و خداوند به کمتر از بهشت براى او راضى نمىشود.»۲
البته گریه و اشکی میتواند انسان را به این درجات برساند که با شناخت همراه باشد؛ شناخت به مقام امام معصوم و اهداف آن حضرت، چرایی و چگونگی قیام حضرت سیدالشهداء(ع).
دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم یکی برای حسن آن یکی برای حسین
یقین که آتش دوزخ حرام گردیده به جسم آنکه بود یار آشنای حسین
برای بخشش کوه گناه یک راه است بریز قطرهی اشکی تو در عزای حسین۳
پینوشت:
- مرتضی زاهدی، اسرار عاشقان و مقامات عارفان زیارت عاشورا، ص۳۲۰٫
- بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۱٫
- شاعر: رضا رسول زاده
شفا یافتن چشم از گل پای عزادارن
مرحوم آیت الله بروجردی نقل فرمودند که: در یکی از سالها که در بروجرد بودم، مبتلا به درد چشم عجیبی شدم که بسیار مرا نگران ساخته بود. معالجه اطبّا هم مفید واقع نشد و درد چشم، هر روز بیشتر و ناراحتی من افزونتر میگردید؛ تا اینکه ماه محرم فرا رسید و دستهی عزاداری گل گیرها (یعنی دسته ای که گل بر سر و پیشانیشان میمالیدند) که نوعاً سادات و اهل علم و محترمان شهر بروجردند و در روز عاشورا سر و سینه خود را گل آلوده کرده، با وضع رقت بار و مهیج و در عین حال، با سوز و گداز فراوان و ذکری جان سوز در آن روز، تا ظهر عزاداری میکنند، به خانه من آمدند و وضع مجلس با ورود آنان هیجان عجیبی به خود گرفت.
من نیز در گوشهای نشسته و آهسته آهسته اشک میریختم. در این بین یک مقدار گل همین توسل، چشمهایم خوب شد و تا امروز علاوه بر اینکه مبتلا به درد چشم نشدهام، از نعمت بینایی کامل برخوردارم و به برکت حضرت امام حسین(ع) به عینک هم نیازی ندارم.
ایشان با اینکه همهی قوای جسمیشان تحلیل رفته بود، تا واپسین ساعت زندگانی، از بینایی کامل برخوردار بودند.
گفتنی است که مرحوم آیت الله بروجردی، پیش از آمدن به قم، همه ساله مجلس روضه خوانی مفصّلی را در ایام عاشورا در منزلشان در بروجرد برگزار میکردند و دستههای مختلف عزا از جمله دسته گل گیرها، در آن شرکت میکردند.
تقویت معرفت اعضا نسبت به امام زمان (عج)
این هیأت انصارالمهدی (ع) را غنیمت بشمرید و خیلی به آن برسید…. [و آن را] را جدی بگیرید و آن را فرصتی برای تقویت معرفت خودتان نسبت به ولی عصر ـ ارواحنا فداه ـ قرار دهید. متأسفانه ما نسبت به ایشان خیلی کم توجهیم و از ایشان خیلی کم میدانیم. باید سعی کنیم که مطالعه کنیم، بحث کنیم و جلسات را به یاد حضرت و به معرفت حضرت، احیا نماییم. مسأله ولایت فقیه هم یک شعبه از همین منبع نور است. از همین ولایت کبری است که انسان میتواند در آنجا ابعادش را ببیند، جمالش را ببیند، وجوه برهانیاش را ببیند و وجوه وجدانیاش را ملاحظه کند و بهرهمند بشود.
سخنرانی حجت الاسلام حاجعلیاکبری درباره انجمنهای اسلامی (۲۵/۴/۸۰)
مسئول تنها
…شب که فرارسید، او مسئول تنهاست که باید فرزندان و کودکان را گرد آورد و به آنان آب و نان دهد و آنان را لباس بپوشاند…
صبح هنگام، سپاه عمر سعد مشغول دفن کشته شدگانشان شدند. بالطبع، کشتههای آنان بسیار بود، یاران حسین ارزان کشته نشدند… و هنگامی که به اجساد حسین(ع) و اهل بیت و یارانش رسیدند، آنان را در صحرا رها کردند و عزم کوفه کردند…
آنان تصمیم گرفتند که اهل بیت و زنان و کودکان را از مسیری ببرند که اجساد کشته شدگان و پدران خود را ببینند… کودکان خردسال و زنان را از کنار اجساد فرزندان و پدران و برادران و نزدیکانشان گذراندند. اجساد صورت عادی ندارند؛ …با این حال، آنان را واداشتند که جسدهای عزیزانشان را ببینند.
چه شد؟ من تنها یک صحنه را ذکر میکنم تا دریابید که مقصود از شهادت حسین(ع) چه بود و زینب چه نقشی در موفقیت و تحقق این مقصود داشت …او درصدد تکمیل رسالت حسین (ع) است.
رسالت حسین (ع) چگونه ادا میشود؟ با عزت و کرامت. حسین نمیپذیرد که خواهرش و زنانش ناله و جزع و فزع کنند، بلکه میخواهد آنان استوار باشند و سبب شماتت دشمنانشان نباشند. زینب آمد و دیگر زنان نیز همراهش بودند و بالطبع، کودکان نیز در پی او روان بودند. آمدند تا رسیدند به اجساد پاک، به مقتل. زینب به پیکر پاک حسین نزدیک شد. میدانیم که دهها بلکه صدها نفر در قتل حسین مشارکت داشتند. بی شک، پیکر حسین پاره پاره بود، پوشیده از تیر و نیزه و سنگ بود. زینب، خواهر حسین، بر سر پیکر پاک رسید و در برابر دیدگان شماتت کنندگان و دشمنان و همه، پیکر را به آسمان برد و گفت: «پروردگارا، این قربانی را از ما بپذیر».
بخشی از سخنرانی امام موسی صدر درباره حضرت زینب(س)
منبع: www.imam-sadr.com
مصیبت زیبا!
در مقابل همه این مصائب، زینب به پروردگار عالم عرض نکرد: «ربّ نجّنى»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض کرد: پروردگارا! از ما قبول کن. بدن پاره پاره برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض میکند: پروردگارا! این قربانى را از ما قبول کن. وقتى از او سؤال میشود که چگونه دیدى؟ میفرماید: «ما رأیت الّا جمیلا». این همه مصیبت در چشم زینب کبرى زیباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعلاى کلمهى اوست. … کار براى خدا اینجور است. لذا نام زینب و کار زینب امروز الگوست و در دنیا ماندگار است. … همهى این ارزشهاى انسانى که در مکاتب گوناگون، منطبق با وجدان بشرى است، ارزشهائى است که از دین برخاسته است؛ اینها را دین تعلیم داده است. کار براى خدا خاصیتش این است.۵
بیانات در دیدار فرمانده و پرسنل نیروى هوائى ارتش، ۱۹/۱۱/۸۸٫