روز سوم

محتوای تولید روزنامه دیواری

لحن متناسب با مناسبت

این را هم عرض بکنم که آهنگ شادى از آهنگ عزا جداست. الان معمول شده که براى روزهاى عید جلساتى تشکیل مى‏دهند. بنده مخالف این کار نیستم؛ بد هم نیست که دست مى‏زنند. البته اگر از رادیو بشنویم – که بنده خودم گاهى از رادیو شنیده‏ام – و شعر را درست گوش نکنیم، خیال مى‏کنیم دارند سینه مى‏زنند! هم لحن، سینه‏زنى است؛ هم آن دستى که مى‏زنند، مثل زدن روى سینه است. این چه شادى‏یى شد؟! اگر براى روزهاى شادى، آهنگ‏هاى مناسب – نه آهنگ‏هاى مبتذل، نه آهنگ‏هاى طاغوتى، نه آهنگ‏هاى حرام – و شیوه‏هاى خوب انتخاب کنند، مؤثرتر و بهتر است. این‏طور نباشد که چون به روضه‏خوانى عادت کرده‏ایم، روز شادى هم که مى‏خواهیم حرف بزنیم، لحنمان بشود لحن روضه‏خوانى. قدیم‏ها مى‏گفتند فلانى هرچه مى‏خواند، مثنوى درمى‏آید؛ هر آهنگى را که شروع کند، مثنوى مى‏شود! این‏طورى نباشد.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مداحان و شاعران اهل بیت ۰۵/۰۵/۱۳۸۴

 

حضرت رقیه

به او می‏گفتند که پدرت به سفر رفته است. یک شب او را در خواب می‏بیند، وقتی بیدار می‏شود سخت بی‏تابی می‏کند و می‏گوید پدرم و نور چشمم را بیاورید. و هر گاه اهل بیت می‏خواهند او را ساکت کنند، حزن و گریه‏ی او شدیدتر می‏شود و از گریه‏ و بی‏تابی او حزن اهل بیت بیشتر می‏شود. به یاد امام حسین علیه‏السلام و سایر شهیدان گریستند و لطمه به صورت زدند و خاک بر سر پاشیدند و موهایشان را پریشان کردند. صدای ناله و فریاد و گریه همه جا را پر کرد. یزید ناله‏ی جانسوز و صدای گریه‏ی آنان را شنید، گفت: چه خبر است؟

به او گفتند: دختر کوچک امام حسین بهانه‏ی پدر گرفته است و آرام نمی‏شود.

گفت: سر پدرش را برایش ببرید و مقابل او گذارید، آرام می‏شود.

سر مطهر امام حسین علیه‏السلام را در میان طبقی گذاشتند و روی آن را با حوله‏ای پوشاندند و نزد آن کودک خردسال بردند و جلو او نهادند. دخترک گفت: این چیست؟ من پدرم را خواستم.

چشمهایش را با تعجب و اضطراب به سر دوخته است. سکوت فضا را پر کرده است. دستهای کوچکش را به سمت طبق برد و سر بریده را برداشت و به سینه فشرده و با فریاد جگرخراش خود سکوت را درهم شکست و با سر پدر به گفتگو پرداخت:

ای پدر! چه کسی تو را به خاک و خون کشید؟

ای پدر! چه کسی رگهای تو را برید؟

ای پدر! چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟

ای پدر! چه کسی سرپرستی دختر یتیم تو را به عهده می‏گیرد تا بزرگ شود؟

ای پدر! چه کسی این زنهای سربرهنه را سرپرستی کند؟

ای پدر! چه کسی از این زنان بیوه و اسیر حمایت کند؟

ای پدر! چه کسی بر چشمهای اشکبار ما رحم کند؟

ای پدر! چه کسی برای گمشدگان غریب دلسوزی کند؟

ای پدر! چه کسی موی پریشان ما را شانه بزند؟

ای پدر! پس از تو حامی ما کیست؟ وای بر ناامیدی! وای بر غریبی!

ای پدر! کاش من فدای تو می‏شدم.

ای پدر! کاش نابینا می‏شدم و این روز را نمی‏دیدم.

ای پدر! کاش روی خاک جان سپرده بودم و محاسن خونین تو را نمی‏دیدم.

 مازندارنی حائری از طریحی

 

زهیر

پاى سفره نشسته که پرده‏ى خیمه بالا میرود… تا صداى قاصد امام حسین را شنید، دلش لرزید. لقمه‏ى غذا از دستش روی زمین افتاد! زهیر از جواب دادن به دعوت امام، پرهیز مى‏کند، امّا همسرش که شیعه‏ علی است از او می‌پرسد: زهیر! پسر رسول خدا تو رو دعوت کرده و تو بى تفاوتى؟! لااقل  ببین چه کاری با تو دارد…۱

آخر زهیر عثمانی مذهب بود و کاری با حسین فاطمه نداشت. بودن با حسین برای او دردسرساز بود.

زهیر رفت، چیزى نگذشت که برگشت؛ پریشان رفته بود و شادمان برگشت! رنجور رفته بود و مسرور برگشت…

چه کرد امام حسین با دل زهیر؟… آمد خیمه‏ها را جمع کرد، با همسرش وداع کرد و کربلایى شد! به رفقایش گفت هر کس قرار است با من باشد، بسم اللّه!

جاده واسب مهیاست، بیا تا برویم!

کربلا منتظر ماست، بیا تا برویم!

خاک در خون خدا مى‏شکفد، مى‏بالد!

آسمان، غرق تماشاست، بیا تا برویم!

از سراشیبى تردید، اگر برگردیم

عرش زیر قدم ماست، بیا تا برویم…

 

پی نوشت:

۲- ترجمه‏ى لهوف، ص ۸۲٫

 

رضایت از پروردگار در برابر ابتلائات

حقیقت رضا عبارت است از ترک اعتراض بر مقدرات الهی، در باطن و ظاهر.

کسی که به مقام رضا می‌رسد، از چند ویژگی برخوردار است:

الف- اطمینان: اگر قلب با خدا انس بگیرد، از هر گونه نگرانی و تشویش رها می‌شود و اطمینان و آرامش می‌‌یابد.

ب- راضی بودن: اگر انسان مقام اطمینان را بگذراند، به مقام رضا می‌رسد و آنچه خدا به او می‌دهد یا از او می‌گیرد، برایش لذت بخش و رضایت آور است. چرا که همه را صادر از خدای تعالی می‌داند و به واسطه محبتی خدا که در دل او نهاده، آنچه از او می‌رسد بر طبع او موافق است.

ج-‌ مرضی بودن: اگر مقام رضا را بگذارند، مرضی خدا خواهد بود.

کسی که به این مقام رسیده، جز انجام دادن تکلیف و دست‌یابی به رضایت خداوند، به چیز دیگری نمی‌اندیشد و برنامه‌های زندگی‌اش را بر این اساس سامان می‌بخشد.

آن‌گاه که «ام سلمه‌»، مادربزرگ امام حسین(علیه السلام) به ایشان گفت‌: با حرکت خودت به سوی عراق‌، مرا اندوهگین مساز؛ زیرا از جدت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: «فرزندم حسین در خاک عراق و در محلی به نام کربلا کشته خواهد شد.» امام در پاسخ وی فرمود: « ای مادر! به خوبی می‌دانم که بر اساس ستم و کینه‌توزی مردم‌، کشته می‌شوم و سرم ازبدنم جدا می‌گردد. آری‌، خداوند بزرگ چنین خواسته است که کودکانم کشته شوند و زنان و فرزندانم به اسارات دشمن درآیند و فریاد ناله‌های آنان طنین انداز شود، ولی کسی به فریاد آنان نرسد.۴»

امام حسین علیه السلام مرضی و مورد رضایت خدا بود.

 

توجه به معصومین (ع)

یکی از کارهایی که می‌توانیم در هیأت انصارالمهدی(عج) انجام دهیم، این است که بنشینیم و برنامه‌ریزی کنیم که مثلاً سال آینده ما می‌خواهیم نام امام جواد(ع) را در محیط‌های دانش‌آموزی به صورتی پررنگ مطرح کنیم. برای اثربخشی بهتر هم می‌توان در کنار هیأت که به این امر می‌پردازد، یک جشنواره هم ترتیب داد که شعر و سرود و سخنرانی و … در این زمینه ارائه گردد. همین‌طور در مورد سایر امامان(ع) هم می‌توان کار کرد. غرض این‌که از معصومین که الگوهای اصلی ما هستند و نیز دیگر شخصیت‌هایی که می‌توانند جنبه‌ی الگویی داشته باشند، باید در کار هیأت و برنامه‌های هیأت استفاده کرد.

سخنرانی حجت الاسلام حاج‌علی‌اکبری در جمع مسئولین اتحادیه مازندران

 

نظر حضرت آقا در مورد الفاظی که در عزاداری‌ها و نوحه‌ها استفاده می‌شود و در شأن یک مسلمان و حتی انسان نیست و نسبت دادن یکسری الفاظ رکیک به خود چه حکمی دارد؟

کلا در عزاداری آن نزاکت و سنگینی و وزانت عزاداری باید حفظ شود. در پاسخ یکی از سوال‌ها ما اشاره کردیم که هم باید از مطالبی که حرام است – مثل کذب، مثل غلو، نسبت به ائمه اطهار علیهم‌السلام- پرهیز شود و هم باید از مطالبی که دون شأن یک مسلمان است، پرهیز شود. اصلا اسلام پیروان خودش را وزین، سنگین و با وقار می‌پسندد. شما نگاه کنید از جمله لباس‌های حرام، لباس شهرت است و لباس شهرت یعنی لباس سبک، لباسی که در شأن یک مسلمان نیست، لباسی که از نظر رنگ، دوخت یا کیفیت پوشیدن یا حتی اندراس به گونه‌ای است که اگر طرف بپوشد در جامعه انگشت‌نما می‌شود، این در شأن یک مسلمان نیست. لذا در تعابیری که خوانده می‌شود در نوحه‌ها و لو حالا در مقام اظهار ارادت به معصومین علیهم‌السلام یا به اباعبدالله علیه‌السلام باشد، اما در شأن یک مومن نیست چنین الفاظی به کار ببرد، و در عزاداری از آن پرهیز شود.

منبع: سایت مقام معظم رهبری

 

 

 

 

 

 

دکمه بازگشت به بالا
🏠 صفحه اصلی
🏠 صفحه اصلی